تبليغاتX
متفاوت

متفاوت

احساس، فکر و ديد متفاوت(عشق، هنر، فیلم و.. شناخت انسان در ابعاد گوناگون: مطالعات فرهنگی)

من سه تا بشقاب پرنده دیدم!

خودمم باورم نمی شد؟ شما هم حق دارید باور نکنید. چون اگه منم جای شما بودم باور نمی کردم. ولی این بار با دوتا چشمام دیدم. دیگه نمی تونستم انکارش کنم . مگه اینکه چشمامو انکار می کردم. حدود یک ماه پیش بود ولی حوصلم نگرفت بنویسم و تازه وبلاگم هم راه نیفتاده بود . جمعه یک فیلم داد در مورد بشقاب پرنده و موجودات فضایی که دوباره یادم اومد و گفتم باید بنویسم.

کوچیک تر که بودم این موضوع ها برام جالب و جذاب بود ولی همیشه به دیده تردید بهشون نگاه می کردم . بشقاب پرنده موجودات فضایی تمدنهای خارج از منظومه شمسی و.. . واقعا یه چیزایی هست که برای ما نوع بشر خارج از ذهن و ادراک و شناختمون هست. شاید هم همه اینا کارای محرمانه و جاسوسی باشه . ولی من که فک نمی کنم هیچ کشوری به این تکنولوژی ها رسیده باشه با وجود اینکه حتی بعضی ها سفر به ماه را هم دروغ رسانه ای آمریکا می دونن شواهد زیادی آوردن و یکی از مهمترین اونها اینه که چرا دیگه دوباره تکرار نشده. البته من نمی خوام در این مورد قضاوت کنم.

حالا جریان این بود که سه تا دایره نورانی در حدود اندازه ماه پشت ابرها در غروب حدود یک ماه پیش در زمانی که هوا داشت ابری می شد دیدم . اگه یادتون باشه بعدش تو شمال تهران رعد و برق و نیمچه توفانی اتفاق افتاد. اون سه تا یک اندازه یک شکل و با حرکتی منظم و شبیه به هم به صورت یک مثلث . دوتا در کنار اضلاع اون و یکی در وسط ارتفاع اون در این مسیر به صورت مسیقم حرکت رفت و برگشتی داشتند. مثل اینکه داشتن از یک چیزی تصویر برداری می کردند. جالب اینکه از پشت ابرها بیرون نمی اومدند . من خودم اول فکر کردم که رعد و برقه چون در همون حال تو آسمون رعد و برق هم می زد . ولی وقتی دقیق شدم مطمئن شدم نیست . تازه چون بازم باورم نمی شد و از طرفی هم به وجد اومده بودم می خواستم به یک خانواده ای که اونجا روی صندلی نشته بود بگم ولی گفتم بی خیال. داشتم ازشون رد می شدم  که دیدم بچه اونا داره به مادر و پدرش نشون می ده بعد به چند نفر دیگه نشون دادم و اونها با ناباوری تایید کردند .

بازم حالا که بهش فکر می کنم خودمم باز در تردیم . ولی نمیشه چشمهارو رد کرد.

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم خرداد 1385ساعت 16:55  توسط رشیدی  |