تبليغاتX
متفاوت

متفاوت

احساس، فکر و ديد متفاوت(عشق، هنر، فیلم و.. شناخت انسان در ابعاد گوناگون: مطالعات فرهنگی)

هفت گناه کبیره

 تیتراژ: عجیب، وحشتناک، تحسین برانگیز، متفاوت

دوزخ- مجازات- هفت گناه اصلی: پرخوری، طمع، تنبلي، خشم، غرور، شهوت و حسد (خور و خواب و خشم و شهوت )دانته، کمدی الهی(برزخ، دوزخ، بهشت)، بنیادگرایی کاتولیک، نوشته های سن توماس اکانیس، بهشت گمشده

او به حدی عذاب کشیده که تا به حال ندیده ام( دکتر در مورد جسد زنده می گوید)

شرایط اینجا وحشتناک است. من از این شهر می ترسم.

محيطي که قتل و جنايت يک امر عادي به نظر مي رسد. فکر کردم که بهتر است آن بچه به دنيا نيايد و آنرا سقط کرديم.

راهي كه از جهنم به حيات حقيقي مي رسد بسيار سخت و دشوار و طولاني است.هركسي كه كتابهايي در مورد انر‍ژي هسته اي يا ذخاير معدني و .. مي گيرد، FBI ليست آنها را دارد. آن كتابها منتشر مي شوند ولي هركسي نبايد آنها را بخواند.

ما عروسكهايي هستيم كه در دنياي كوچكي زندگي مي كنيم. دريغ از اينكه هيچ چيز نيستيم( نوشته هاي قاتل)

او با قتلهايش دارد موعظه مي كند و مراسم خودش را ادامه مي دهد.

 زن فاحشه اي را كشت.

تو از كاري كه كه مي كني خوشت مي آيد؟ نه. چه كنم زندگي است ديگر( مسئول فاحشه خانه در جواب سوال كارآگاه گفت)

من مي توانم در جامعه اي زندگي كنم كه بي عاطفگي و خشونت عادي است.( كارآگاه با تجربه و مسن)

خانواده او(قاتل) ثروتمند هستند و تحصيل كرده ( كارآگاه گفت در وارسي خانه قاتل)

من چيز خاصي نيستم، فقط وظيفه داشتم اين كار را انجام دهم.(قاتل)

براي اينكه مردم به حرفت گوش دهند بايد با پتكي بزني روي سرشان، آنگاه به تو توجه مي كنند، ولي اگر آرام حرف بزني هيچ كس به تو توجه نمي كند.

من انتخاب نكردم،‌ بلكه انتخاب شدم.

برگردان گناه هر انساني به خودش

تنبلي

دروغ

زشت و آلوده

قاچاقي و بي وجداني

كشور با اين همه آلودگي، شما مي توانيد بگوييد اينها بي گناه بوده اند، ما تحمل ميكنيم چون عادي است.

من راه را نشان دادم و ادامه مي دهم

---------

         

          حسن بلخاري:

كارگردان ماهر

فيلم ژانر "نوار" فضاهاي تاريك/ فضاي كدر قصه / اجتماع گريز

همه شخصيتها با جامعه مشكل دارند

يكي از كشيشان : تاثيري كه اين فيلم داشت براي آشنايي مردم با گناهان كبيره هيچ رساله اي نداشته.

بعد از آن بسياري از مردم پرخوري را كنار گذاشته اند و فهميدند كه پرخوري گناه است.

مفهوم گناه مسيحيت

عدد هفت: مقدس ترين، رمز آلودترين، مهمترين و قدسي ترين عدد(هفت آسمان، هفت زمين،‌هفت طواف كعبه،‌هفت تپه و..)

چرا اين فيلم ما را دچار وحشت مي كند؟

قبل از مسيحيت زندگي خوش باشانه رومي يا معتدل يوناني بود

مكاشفات يوحنا، داستان آخر الزمان، قبل از بازگشت مسيح، فضا تلخ و تاريك است.

حضور شيطان در مسيحيت گناه توليد مي كند، وحشت به وجود مي آورد

از گناه آدم همه انسانها دچار گناه ازلي شدند.

ملتون: خداوند رو ميكند به عيسي، شيطان فرمانرواي اين دنيا است. قدرقدرت شدن شيطان موجب تاريك شدن انسان مي شود

نيچه: اخلاق مسيحي را اخلاق بردگان مي داند.

           

لينك در كيهان

لينك در همشهري

لینک به زبان انگلیسی

 

اين متن، مثل قبلي ها، يادداشتهايي است كه هنگام ديدن برنامه سينما مارواء (فيلم+ تحليل) نوشتم.

اين يكي به دلايلي، يكم دير شد. اين فيلم چند هفته پيش نمايش داده شده بود. ولي ارزش نوشتن كتابها دارد. فعلا چند خطي. 

 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم شهریور 1385ساعت 9:27  توسط رشیدی  | 

اگر فیلم 7 یا هفت گناه کبیره را دیدین لطف کنید نظر خود را در مورد آن بنویسید؟

می خواهم در موردش یادداشتی بگذارم.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385ساعت 8:42  توسط رشیدی  | 

بهار تابستان پاييز زمستان و بازهم بهار

 

انسان- بودا- معبد- درياچه اي وسط جنگل كوهستاني

سينما- نمادها- زيبايي زيبايي زيبايي

خودسازي- تلاش براي رشد و تعالي خود- نيروهاي بدني و فرا بدني

حسن بلخاري: تقابل تجرد و تجمع

خودم : من ديوانه شدم واي مي خوام داد بزنم به وجد آمدم

بلخاري مي گويد او بار سنگيني گناه را دارد مي كشد. او سنگي را به سختي مي كشيد. براي زني تطهير مي كند. زني كه به نظر كسي است كه او خودش آن زن را كشته بود. دختري كه عاشقش شد و فهميد كه او لياقت عشق او را ندارد.

تفكر بوديسم بر روي تناسخ مي چرخد. ما در اسلام تناسخ نداريم. بازگشت يك روح براي دستگيري بازماندگان در راه.

طبيعت اول و آخر معلم انسانها است و گياه مبدا آن، در بوديسم.

مرزها و حدود داريم در تمام مكاتب و اديان. درها حدود را و مرزها را مشخص ميكند. در يعني حد . از هر جايي نمي تواني بروي، بلكه بايد از چهارچوب ها بروي.

معبد حلقه واسط بين انسان و خدا

بدون اسم هستند انسانها،هيچ فردي در فيلم اسم ندارد، يعني فرا رفتن از خود

قصه. همه اديان قصه دارند انسانها عاشق قصه هستند. قصه جزييات است نه كليات. انسانها به جزييات علاقه دارند.

ذن- جان- دهيانا- يك روش است. روشي براي جدا شدن از اطراف كه همه حجابهاي انسان است.

 

اين يك يادداشت بود كه در هنگام ديدن فيلمي با نام بهار تابستان... از برنامه سينما ماورا و نقد آن نوشتم. خيلي مطلب فراوان بود براي نوشتن ولي فعلا همين را نوشتم.

اينم لينك در همشهري

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مرداد 1385ساعت 16:33  توسط رشیدی  | 

کابوس مدرن

      

سينما4، فيلم محاکمه، کافکا( بر اساس رمان معروف او)، نقد فيلم: استاد دکتر پاينده (از بهترين مترجمين و متخصصين مطالعات فرهنگی، ادبيات، هنر و نظريات روانکاوی در ايران ).

 

 ترسناک، وحشت انگيز، به شکل خواب، بدون زمان و مکان، بدون روال معمولی، بدون روايت معمولی، اشکال مبهم، داستان درهم. دارید خواب می بینید.

هنر سوررئال، نمود واقعيت در درون ما، در ضمير ناخودآگاه ما. روانکاوی. خواب، خواب ديدن.

هراس از سلطه نيروهای ناشناخته بسيار قوی بر تمام ابعاد وجود زندگی انسان. نيروهای تنفر برانگيز، نيروهای جامعه مدرن.

داستان فردی متهم و بی گناه که به دنبال تبرئه خود است. ولی همه چيز فاسد و ناعادلانه است. همه چيز صوری، همه چيز بر خلاف تصوری که از آن دارد. هيچ چيز درست و آنچه بايد باشد نيست.

فردی که هميشه مورد اتهام است. انسان مدرن. هميشه بر زير نظارت و سلطه است.

در نهايت در برابر اين نيروها و گفتمان غالب تسليم می شود و تن به مردن می دهد يا به نوعی پيروز می شود از اينکه خود را تابع آنها نکرده و به پيروی از آنها تن نداده است. ( ناخودآگاه حسين پسر علی که درود بر او باد از ذهنم گذشت.)

فيلم تصويری خاکستری. مانند نقاشی های پست مدرن مبهم و دارای خطوط بلند و شکسته و زاويه های بسته، گرفتار در چارچوبها و مکعبهای به هم پيوسته. سلطه ديوارها و بناها عظيم و ابهت آنها در برابر انسانهای از هم گسسته. بناهای تودرتو و بزرگ گيج کننده.

ضعف نااميد کننده انسان مدرن در برابر ساخته های مدرن، قانون مدرن، ساختمانها و معماری مدرن، انسانهای صاحب قدرت مدرن، قدرت های مدرن، نظارت مدرن، سلطه مدرن، گفتمان مدرن ..... .

اینم یک لینک

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم تیر 1385ساعت 5:34  توسط رشیدی  |