بر اساس دیدگاه بسیاری از عالمان و فیلسوفان علم، تولید علم در یک پارادایم صورت می گیرد، و هر کنشگر علمی دریک پارادایم در حال فعالبت است و بیرون از پارادایم ها پیش علم و یا شبه علم است .
حال ما دانشجویانی داریم که در کلاس اساتیدی درس خوانده اند که عموما خودشان هم نمی دانند به کدام پارادایم تعلق دارند و خودشان هم در پارادایم ها جابجا می شوند و اگر هم به اساتیدی بربخورند که در یک پارادایم کار کند چون هریک در یک پارادایم است دانشجو نمی تواند شناخت واعتقاد کافی نسبت به یک پارادایم در خود ایجاد کند و در نتیجه نمی تواند در نهاد علم دارای کنش بشود. و اکثرا میان پیش فرضها و اصول کلی و پارادایم ها می ماند و گیج می شود.
حال ما از این دانشجو می خواهیم که پایان نامه بنویسد و تولید علم کند.
بر اساس نظر کوهن:"عدم اختلاف بر سر اصول همان چیزی است که بنای سامان یافته علم عادی را از فعالیتهای نسبتا نابسامان پیش علم توسعه نیافته متمایز می سازد. مطابق نظر کوهن، اختلاف همه جانبه و مناقشه مداوم روی اصول از ویژگیهای ممیز پیش علم است، به طوری که انجام پژوهشهای پیچیده و مفصل را امری غیر ممکن می سازد. تقریبا به تعداد پژوهشگران در هر حوزه، نظریه وجود خواهد داشت و هر نظریه پردازی ناگزیر است که که از نو آغاز به کار کند و رویکرد ویژه خود را توجیه کند."(چالمرز،1383،ص111)
البته مشکل دوچندان می شود وقتی به رشته مطالعات فرهنگی می رسیم، رشته ای نو دارای پارادایمی نو در علوم اجتماعی که خود هنوز کامل از پیش علم بیرون نیامده و یک پارادایم مستحکم را به وجود نیاورده و از طرفی خود نوعی پارادایم شکنی را و بی پارادایمی را رواج می دهد. حال یک دانشجوی لیسانس - که آیا لیسانس او علوم اجتماعی یا همان جامعه شناسی بوده یا نه- با آنچنان تعلیم و تربیتی که بیان شد یک سال و نیم مفاهیمی این چنین به گوشش آشنا می شود و ساختار قبلی را - اگر وجود داشته باشد – در هم می ریزد ، آنوقت از او می خواهیم پایان نامه ای در حوزه مطالعات فرهنگی بنویسد ، اویی که هنوز جامعه شناسی را نشناخته و فقط جلوه ها و پرتوهایی از مطالعات فرهنگی را دیده و شنیده؟!
برای تولید باید در یک پارادایم غوطه ور شد و تقریبا هضم شد و در آن به فعالیت پرداخت، فعالیت عادی علم، برای توسعه و تقویت کمربند و یا کل پارادایم.
مگر می شود چنین دانشجویی بدون پارادایم و یا بین پارادایمها فعالیت کند، کاری که بزرگان دانش به سختی انجام می دهند.
بعضی اوقات ناخودآگاه این کلمات جلوی چشمم می آید.
"در ایران قرار نیست هیچ چیز در سر جای خود باشد."
